![]() |
![]() |
|
| مسایل مربوط به دامپزشکی |
|
انجمن صنفي دامپزشكان در زمينه آنفلوانزاي فوق حاد طيور به دامپزشكان توصيه هايي را ارائه كرد. در اين اطلاعيه درباره علائم اين بيماري آمده است: شايع ترين علائم اين بيماري در انسان به صورت تب، لرز، سردرد، كوفتگي و دردهاي مفصلي، ريزش اشك، قرمزي چشم ها، دردهاي عضلاني (كمر و پشت در بزرگسالان، و ساق پا در كودكان)، سرفه، گلودرد، خشونت صدا و اختلال هوشياري در افراد مسن است. مهمترين اقدام كنترل اين بيماري، شامل معدوم كردن سريع كليه پرندگان بيمار يا تماس يافته، دفع مناسب لاشه ها و قرنطينه كردن و ضدعفوني كردن مرغداريهاست.
در اين اطلاعيه از دامپزشكان خواسته شده به دستورالعمل ها و بخشنامه هاي نهادهاي مسئول به ويژه سازمان دامپزشكي كشور و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي كاملاً توجه کنيد و آنها را به دقت رعايت کنند و در صورت تشخيص آنفلوانزاي فوق حاد طيور در منطقه فعاليت يا برخورد با موارد مشكوك مراتب را سريعاً به اداره كل دامپزشكي منطقه اطلاع دهند. در اين اطلاعيه در زمينه استفاده از وسايل ايمني در مناطق آلوده يا مشكوك به آلودگي آمده است: - استفاده از دستكش يك بار مصرف ساخته شده از نيتريل يا وينيل سبك يا دستكش هاي لاستيكي كار كه در صورت استفاده بتوان آنها را ضدعفوني كرد. - دستكش ها در صورت پاره شدن بايد تعويض شوند و دست ها با آب و صابون شسته شوند. - بلافاصله بعد از استفاده و تماس با سطوح و وسايل آلوده دستكش بايد تعويض شود. همچنين شستن دست بلافاصله بعد از خروج پوشش محافظ ضروري است. - استفاده از لباس محافظ ترجيحاً روپوش هاي بلند يك بار مصرف يا روپوش هاي بلند آستين بلند به همراه پيش بندهاي ضدآب. - پوشش محافظ كفش (يك بار مصرف) يا چكمه هاي لاستيكي بايد استفاده شود كه در صورت استفاده قابل شست و شو و ضدعفوني كردن باشد. - استفاده از عينك محافظ به طوري كه مخاط چشم پوشيده شود. - ماسك هاي يك بار مصرف N100 يا N99 يا N95 بايد مورد استفاده قرار گيرد كه براي ذرات معلق يا گرد و غبار آلوده شديداً توصيه مي شود. اين ماسك ها بايد دقيقاً به صورت فيكس و محكم شود. افرادي كه نمي توانند اين ماسك ها را روي صورت خود ثابت نگه دارند بايد از ماسك هاي با فيلتر استفاده کنند. - لباسهاي محافظ آلوده را به طور صحيح جا به جا و معدوم كرد. - از تماس با پرندگان، پرها، مدفوع و ساير مواد زايد آنها در مناطق مشكوك به آلودگي جداً خودداري شود. - شست و شوي دست ها با آب و صابون حداقل به مدت 20 ثانيه بعد از تماس با پرندگان آلوده يا در معرض خطر و بعد از تماس با سطوح آلوده يا وسايل ايمني مشكوك بلافاصله بعد از درآوردن دستكش. |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:10 توسط سمیه غلامی |
|
|
باکتریوفاژها (باکتریخوارها) یا به اختصار فاژ ها، ویروسهایی هستند به سازوکار سلولی باکتریها حمله میکنند وآنها را از بین میبرند. این ویروسها مختص باکتریها هستند و نمیتوانند به یوکاریوتها حمله کنند.
شناسایی فاژها محققان برای اولین بار در سال ۱۸۹۶ فاژها را شناسایی کردند. گروهی از آنان که روی رودخانه گنگ در هند تحقیق میکردند دریافتند که آب این رودخانه از شیوع باکتری مولد وبا جلوگیری میکند. حساسیت افرادی که از آب این رودخانه استفاده میکردند نسبت به بیماری وبا کمتر بود. از آنجا که جوشاندن آب این خاصیت را از بین میبرد محققان نتیجه گرفتند که عامل ایجاد این خاصیت، یک موجود زنده است. تحقیقات بعدی نشان داد که احتمالاً این عامل، یک ویروس است. میکروب شناس کانادایی به نام فلیکس هرل آن را باکتریوفاژ نامید و تصمیم گرفت تا از آن در درمان بیماران در حال مرگ مبتلا به اسهال خونی استفاده کند. او با این شیوه توانست آنان را معالجه کند. این شیوه بعدها فاژدرمانی نام گرفت. هرل بعد از این موفقیت اولیه به فاژدرمانی ادامه داد به نحوی که آوازه این درمان جدید همه جا پیچید و شرکتهای دارویی شروع به تولید محصولات فاژی کردند. محصولات آنها به صورت خوراکی، جلدی یا تزریقی قابل مصرف بود. این محصولات برای درمان انواع بیماریهای عفونی نظیر تیفوئید، وبا و عفونتهای مجرای ادراری مورد استفاده قرار میگرفت. فاژ درمانی در سال ۱۹۲۸ کشف پنی سیلین توسط الکساندر فلمینگ باعث شد تا دو دهه بعد فاژها فراموش شوند. اما این فراموشی زیاد طول نکشید. استفاده وسیع آنتی بیوتیکها و افزایش مقاومت به آنها پزشکان را مجبور کرد حتی برای عفونتهای معمولی نیز آخرین نسل آنتی بیوتیکها را تجویز کنند. این امر سبب شد تا توجه محققان دوباره به فاژدرمانی جلب شود. فاژدرمانی جذابیتهای خود را دارد. برخلاف اکثر آنتی بیوتیک ها، فاژها اسلحههای هوشمندی هستند که اختصاصی عمل میکنند. فاژها در رشتههای دمی خود آنزیمی به نام ادهزین دارند که فقط با مولکولهای خاصی در سطح باکتریها تعامل میکند. این مولکولهای ویژه سطحی برای هرگونه از باکتریهای اختصاصی هستند. این به آن مفهوم است که فاژها به باکتریهای مفید روده آسیب کمی وارد میکنند در حالی که آنتی بیوتیکها آنها را از بین میبرند. به علاوه، فاژها خود محدودکننده هستند به نحوی که بعد از نابود کردن باکتریهای مضر، خود نیز از بین میروند. آنها به خصوص برای عفونتهای موضعی با منبع خونی کم، مانند عفونتهای استخوان یا زخمهای ناشی از دیابت مفید هستند. آنتی بیوتیکها نمیتوانند به این نواحی دسترسی پیدا کنند اما فاژها با تکثیر از طریق باکتریها میتوانند به نواحی عفونی عمقی نیز نفوذ کنند. به علاوه، تولید فاژها آسان و ارزان است، آلرژی را تحریک نمیکنند و اثرات جانبی کمی دارند. کارآمدی و اثرات جانبی کم فاژدرمانی سبب شده است که یکی از محققان بچههای خود را فقط با این شیوه درمان کند. البته، برخی محققان معتقدند که در این زمینه باید مطالعات بیشتری انجام شود.فاژها در مقابل مزایای بیان شده نقطه ضعفهای خاص خود را دارند. ویژگی بالای آنها به این مفهوم است که بیماران به شدت بد حال مجبور خواهند بود 48 ساعت منتظر بمانند تا عفونت باکتریایی شان مشخص شود و فاژ ویژه آن تجویز شود. محلولی که تجویز میشود حاوی مخلوط فاژهای مختلف است. برای مثال، پیوفاژ که برای درمان زخمهای عفونی استفاده میشود حاوی فاژهایی است که سودوموناس ها، اشریشیاکلی ها، استرپتوکوکها و استافیلوکوکها را مورد هدف قرار میدهد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 10:2 توسط سمیه غلامی |
|
|
تب دره ریفت (RVF) یک بیماری مشترک بین انسان ودام است که میتواند باعث بیماری شدید و کشنده (نکروز کبدی ومغزی و نیز سقط جنین) در بین حیوانات، بخصوص حیوانات اهلی (گوسفند، گاو، بز، شتر) گردد، این مسئله که ضررهای اقتصادی کلانی را به همراه خواهد داشت.
این بیماری معمولاً در انسان ملایم و خفیف است ولی گاهی، موارد حاد بیماری (تب هموراژیک - مننگوآنسفالیتی) و مرگ و میر نیز دیده شده است(حدود ۱ درصد). عامل بیماری RVF ویروسی از جنس فلبوویروس میباشد که واجد غشاء بوده، و ژنوم آن بصورت RNA تک رشتهای و سه قسمتی میباشد که بصورت سه ناحیه مجزای ریبونوکلئوکسپیدی در ویروس قرار میگیرند انتقال بیماری از حیوانات بیمار معمولا توسط نیش حشرات ناقل (بخصوص پشهها) به حیوانات دیگر و انسانها صورت میگیرد . قابل توجهاست که تماس مستقیم با خون، ترشحات و بافتهای آلوده حیوانات نیز میتواند باعث انتقال ویروس به بدن انسان (از طریق زخمهای پوستی ویاآئروسلها) گردد. ضمناً خوردن شیر غیر پاستوریره حیوانات آلوده، عامل دیگر انتقال بیماری به انسان میباشد. شیوع ناگهانی بیماری در بین حیوانات اهلی، میتواند متعاقباً با شیوع ناگهانی در انسانها دنبال گردد که گاهی، منجر به مرگ و میرهای بالایی میشود (به عنوان مثال در سال ۱۹۷۷ اپیدمی بیماری در مصر منجر به ابتلای ۲۰۰۰۰۰ نفر به RVF و ۶۰۰ مرگ گردید). بیماری تب دره ریفت بومی قاره آفریقا میباشد و تا سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی از سایر قارههای جهان گزارش نشده بود. اما در سپتامبر سال ۲۰۰۰، اپیدمی بیماری RVF در کشور عربستان سعودی و یمن بطور همزمان گزارش گردید که با مرگ و میر بالایی در انسانها نیز توأم بود. اپیدمی بیماری در جنوب غربی عربستان و غرب یمن متمرکز بودهاست. بنابراین خطر انتقال بیماری به سایر کشورهای آسیائی و قاره اروپا نیز وجود دارد. بنابراين بایستی اقدامات کنترلی شدیدی بخصوص در مورد واردات دام، محصولات دامی و حشرات از آفریقا و کشورهای آسیائی انجام گیرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:56 توسط سمیه غلامی |
|
|
سازمان دامپزشكی كشور وظیفه پیشگیری و مبارزه با بیماریهای دام و حفظ و حراست از سرمایه های دامی كشور را به عهده دارد ( كه هم از نظر اقتصادی و هم نظارت بر فرآورده های خام دامی و حفظ بهداشت عمومی و پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مشترك بین انسان و دام بسیار پر اهمیت است ). سازمان دامپزشكی كشور وظیفه پیشگیری و مبارزه با بیماریهای دام و حفظ و حراست از سرمایه های دامی كشور را به عهده دارد ( كه هم از نظر اقتصادی و هم نظارت بر فرآوردههای خام دامی و حفظ بهداشت عمومی و پیشگیری و مبارزه با بیماریهای مشترك بین انسان و دام بسیار پر اهمیت است ). حدود بیش از ۴۰۰ نوع بیماری مشترك بین انسان و دام شناخته شده است كه عمدتاٌ از دام به انسان سرایت می كند . مثل هاری ، سیاه زخم ، سل ، بروسلوز ، كیست هیداتید و... یكی از این بیماری ها كه فوق العاده عفونی و قابل انتقال است بیماری هزار چهره بروسلوز یا تب مالت است كه گروه بسیار زیادی از پستانداران اهلی و وحشی را مبتلا می سازد . این بیماری به علت ایجاد سقط جنین در دام ، كاهش تولید شیر ، عقیمی و نازایی و از دست رفتن ارزش اقتصادی دامهای مبتلا می شود . علاوه بر بعد اقتصادی به علت ابتلای انسان به این بیماری از بعد بهداشتی هم دارای اهمیت فراوان است . خصوصیت مهم این بیماری قدرت آلودگی شدید آن در تمام حیوانات اهلی و وحشی است . دامهای مبتلا به بروسلوز ، معمولا در اولین دوره آبستنی دچار سقط جنین می شود كه در هنگام بچه اندازی دامها و تا مدتها بعد از آن با دفع ترشحات شدیدا آلوده رحمی ، باعث می شود محیط اطراف ، مزارع و مراتع به شدت آوده شوند كه این عمل زمینه مساعدی برای آلودگی سایر حیوانات و انسان ایجاد می كند . دفع باكتری عامل بیماری از طریق شیر حیوانات مبتلا و ترشحات رحمی و جنین سقط شده مخاطرات فراوانی را برای سایر دامها و همچنین انسان در بر دارد . مبارزه با این بیماری و كنترل و ریشه كنی آن به دلایلی كه عنوان خواهم كرد بسیار مشكل و دشوار است شامل : وجود گونه های زیاد باكتری عامل بیماری تعداد زیاد میزبان مثل اكثر پستانداران اهلی و وحشی داشتن دوام نسبتا قابل توجهی در طبیعت عدم كافی بودن برنامه های واكسیناسیون برای ریشه كنی بیماری لزوم شناسایی و حذف دامهای عامل انتشار بیماری و لزوم هزینه سرمایه های سنگین اقتصادی |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:50 توسط سمیه غلامی |
|
|
رودولف لوكارت Rudolph Leuckartبعنوان پدر انگلشناسى و نيز يكى از مشهورترين جانورشناسان قرن نوزدهم شناخته ميشود. لوكارت با نام كامل كارل گئورگ رودولف لوكارت Karl Georg Friedrich Rudolf Leuckart در سال 1822 در شهر Helmstedt آلمان بدنيا آمد. در جوانى زمانى كه دانشجوى پزشكى بود به جانورشناسى علاقه پيدا كرد و تحت هدايت جانورشناس مشهور رودولف واگنر Rudolph Wagner به مطالعه پرداخت. در 1852 بعنوان دانشجوى ممتاز و بخاطر تزش از دانشگاه جايزه گرفت. او اندكى پس از گرفتن دكتراى پزشكى MD از دانشگاه گوتينگن آلمان، دوره جانورشناسى را با سفر علمى به درياى شمال براى مطالعه بيمهرگان دريايى آغاز كرد. توصيف دقيق او از جزئيات مرفولوژيك كمك بزرگى براى رشته جديدالتاسيس سيستماتيك جانورى بود؛ ايدهاى مبتنى بر اينكه با توجه به تغييرات ساختارى ميتوان تكامل را رديابى كرد. لوكارت در 1845 (28 سالگي) به درجه استاديارى و در 1869 به استاد كاملى دانشگاه لايپزيگ نايل شد. او در سال 1898 درگذشت. معروفترين كارهاى لوكارت در زمينه انگل شناسى بر عفونتهاى مهره داران، بويژه تنياها، فاسيولا و تريشين و پنتاستوميا متمركز بود. او نشان داد كه تنيا ساژيناتا فقط در گاو و تنيا سوليوم فقط در خوك رخ ميدهد. او به كمك همكارش چرخه زندگى تريشين در خوك و انسان را مستند كرد. كتابهاى درسى لوكارت امروزه قديمى و كلاسيك هستند. او معلم برجستهاى بود و نمودارهاى ديوارى علمى (Wall Chart) تهيه كرد و از آنها در تدريس كمك ميگرفت. در سال 1892 بيش از صد تن از شاگردان او بمناسبت 70 سالگى لوكارت، نمايشگاهى از اين چارتها تشكيل دادند. اين چارتهاى جالب را مى توانيد در اينجا ببينيد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 18:34 توسط سمیه غلامی |
|
|
گیرنده های مخاطی موجود در دوازدهه نشخوارکنندگان به ترکیبات متنوعی شامل اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، گلوکز و اسیدهای آمینه حساسند و می توانند جریان خروجی شیردان را تنظیم کنند؛ گرچه به نظر نمی رسد تنظیم جریان خروجی شیردان به طور طبیعی تحت کنترل فیدبک شدیدی از سوی گیرنده های دوازده ای در نشخوارکنندگان بالغ باشد. بخاطر تداوم جریان ورودی مواد غذایی به درون شیردان، مهار جریان خروجی می تواند موجب تجمع مایع و گاز و اتساع شیردان گردد. تئوری های متفاوتی درباره پاتوژنز جابجایی شیردان به چپ (LDA) وجود دارد، آنچه مورد پذیرش همگان است این است که تجمع گاز و اتساع شیردان جزو شرایط لازم برای جابجایی شیردان هستند. تغییرات گلوکز خون در محدوده فیزیولوژیک اثر معنی داری بر تخلیه معده در انسان دارد. به نحوی که هیپرگلیسمی موجب کاهش و هیپوگلیسمی موجب افزایش تخلیه معده می گردد. هیپرانسولینمی به خودی خود اثرات مشابه هیپرگلیسمی دارد و به نظر می رسد میانجی اثرات هیپرگلیسمی باشد. هیپرانسولینمی موجب کاهش مقدار جریان خروجی شیردان می گردد. گاوهای دچار LDAاغلب گلوکز و انسولین بالایی در خون دارند. در مطالعه ای بر گاوهای شیری، انفوزیون وریدی گلوکز موجب افزایش زمان انتقال مایعات شیردان شد. اینکه افزایش زمان انتقال بخاطر اثر مستقیم هیپرگلیسمی بود یا به طور ثانویه به علت افزایش سطح انسولین بود، روشن نیست. تجویز وریدی گلوکز موجب تأخیر در انتقال مایع شیردان و تغییر در الگوی تغییرات فشاری درون شیردان در گاوهای شیری می گردد. مکانیسم های میانجی اثر هیپرگلیسمی بر مقدار جریان خروجی شیردان به خوبی درک نشده است. با انفوزیون وریدی گلوکز، دوره هایی با دامنه بالاتر از تغییرات فشاری در ناحیه پیلور شیردان ایجاد شده است. بنابراین بعید به نظر می رسد که گلوکز اثر مهاری مستقیم بر عضله صاف داشته باشد. تخلیه آهسته می تواند در دوره هایی با فعالیت میوالکتریک شدید در ناحیه پیلور معده و شیردان در انسان و هم در گاو صورت گیرد. هیپرگلیسمی موجب تضعیف فعالیت سیستم کلینرژیک واگی می گردد. بنابراین منجر به کاهش ترشح اسید شده و pH معده را می افزاید. گرچه تغییر در جریان خروجی نگاری- شکمبه هم ممکن است بر pH شیردان اثر بگذارد. سیستم های مدیریتی و تغذیه با جیره هایی که موجب کاهش هیپرگلیسمی (که بخاطر استرس متابولیک در اوایل شیردهی ایجاد شده) می گردند، می توانند احتمال ایجاد جابجایی شیردان به چپ را کاهش دهند Holtenius, K., Sternbauer, K. and Holtenius, P. (2000). The effect of the plasma glucose level on the abomasal functions in dairy cows. Journal of Animal Sciences, 78: 1930-1935. (4) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 18:30 توسط سمیه غلامی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام
از اینکه بلگه منو برای دیدن انتخاب کردید از شما ممنونم من سمیه غلامی هستم دانشجوی دوره کارشناسی دامپزشکی دانشکده دامپزشکی دانشگاه رازی کرمانشاه هستم .دوره کاردانی دانشجوی دانشگاه لرستان بودم . هدفم از راه اندازی این وبلاگ آشنا کردن هر چه بیشتر کاربران با رشته دامپزشکی است . امیدوارم مرا با نظرات خوبتون راهنمایی کنید . |
| پیوندهای روزانه |
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری حشره شناسی پزشکی دانشگاه تهران دانشجویان رشته علوم آزمایشگاهی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|